کندلخوانی در سبک ال بروکس به زبان ساده؛ نگاهی دقیق به حرکات بازار
عناوین این مقاله :
کندلخوانی در سبک ال بروکس به زبان ساده؛ نگاهی دقیق به حرکات بازار
آیا تا به حال احساس کردهاید که نمودار قیمت با شما صحبت میکند، اما شما زبانش را نمیفهمید؟ شاید الگوهای کندلی مثل “چکش” یا “پینبار” را حفظ کرده باشید، اما وقتی پای چارت مینشینید، آن الگوها عمل نمیکنند و حد ضررتان فعال میشود. دلیل این اتفاق ساده است: **شما تنها حروف را یاد گرفتهاید، نه دستور زبان بازار را
در دنیای معاملهگری حرفهای، ال بروکس (Al Brooks) را جراح بازارهای مالی میدانند. او معتقد است “هر تیک در بازار معنا دارد.” در وبسایت تریدآموز، ما افتخار داریم که ترجمه و دوبله تخصصی دوره جامع پرایس اکشن کلاسیک ال بروکس را در اختیار شما قرار دهیم. اما قبل از شروع دوره، بیایید در این مقاله یک سفر جذاب به عمق کندلها داشته باشیم.
در این راهنما، ما از کلیشههای معمول فاصله میگیریم و یاد میگیریم چطور مثل ال بروکس به ساختار بازار و جریان سفارشات نگاه کنیم.
چرا کندلخوانی ال بروکس متفاوت است؟
بسیاری از سبکهای نوین مانند ICTیا اسمارت مانی، مفاهیمی مثل FVG و OBرا مطرح میکنند. جالب است بدانید که ریشه بسیاری از این مفاهیم در پرایس اکشن کلاسیک وجود دارد، اما با نامهای متفاوت. ال بروکس به ما میآموزد که کندلها صرفاً نقاشی نیستند؛ آنها ردپای جنگ بین خریداران و فروشندگان برای جذب نقدینگی (Liquidity) هستند.
در دیدگاه ال بروکس، ما به دنبال نامهای عجیب و غریب ژاپنی برای کندلها نیستیم. برای ما مهم است که در طول تشکیل آن کندل، چه کسی کنترل را در دست داشته است؟ خریداران یا فروشندگان؟
آخرین باری که با دیدن یک کندل بزرگ سبز وارد معامله خرید شدید و بازار بلافاصله ریخت، چه زمانی بود؟ در ادامه دلیل این اتفاق را بررسی میکنیم.
آناتومی کندلها از نگاه ال بروکس: ترند بار یا تریدینگ رنج؟
اولین گام در کندلخوانی به سبک ال بروکس، طبقهبندی کندلها به دو دسته اصلی است. این سادهترین و در عین حال قدرتمندترین ابزار شماست.
۱. کندلهای روند (Trend Bars)
کندل روند، کندلی است که بدنهای بزرگ دارد و سایههای (Wicks) آن کوچک یا ناچیز است.
کندل روند صعودی: قیمت در نزدیکی سقف خود بسته شده است. این یعنی گاوها (خریداران) کنترل کامل بازار را در اختیار دارند.
کندل روند نزولی: قیمت در نزدیکی کف خود بسته شده است. خرسها (فروشندگان) بازار را در دست دارند.
وجود این کندلها نشاندهنده عدم تعادل و فشار قوی در یک جهت است. در اصطلاحات مدرنتر، این کندلها اغلب در دل خود Imbalance یا عدم تعادل دارند که میتواند منجر به ایجاد FVG شود.

۲. کندلهای رنج یا خنثی (Trading Range Bars / Doji)
هر کندلی که ترند بار نباشد، یک کندل رنج است. ویژگیهای آن:
* بدنه کوچک نسبت به کل طول کندل.
* سایههای بلند در یک یا هر دو طرف.
* قیمت بسته شدن نزدیک به قیمت باز شدن.

این کندلها نشاندهنده تعادل و تردید هستند. خریداران و فروشندگان جنگیدهاند اما هیچکدام پیروز نشدهاند. معامله کردن در بازاری که پر از این کندلهاست، مثل راه رفتن در میدان مین است.
مفهوم حیاتی: کندل سیگنال (Signal Bar) در برابر کندل ورود (Entry Bar)
یکی از طلاییترین نکات دوره ال بروکس که در تریدآموز روی آن تاکید داریم، تفکیک کندل سیگنال از کندل ورود است.
کندل سیگنال (The Signal Bar)
این همان کندلی است که به شما میگوید “آماده باش”. مثلاً در یک روند صعودی، قیمت اصلاح میکند و به میانگین متحرک (EMA) میرسد. سپس یک کندل بازگشتی صعودی تشکیل میشود. این کندل سیگنال است.
اما آیا باید بلافاصله وارد شویم؟ خیر!

کندل ورود (The Entry Bar)
ال بروکس محتاط است. او منتظر تایید میماند. کندل بعدی که سقف کندل سیگنال (در پوزیشن خرید) را میشکند و ترجیحاً بالای آن بسته میشود، کندل ورود نام دارد.
* اگر کندل سیگنال عالی باشد اما کندل ورود ضعیف باشد (مثلاً یک دوجی)، معامله شکست خورده است.
* بسیاری از تلههای بازار زمانی رخ میدهند که تریدرها بدون دیدن کندل ورود قدرتمند، وارد پوزیشن میشوند.

شمارش کندلها: H1, H2 و L1, L2 (جادوی ال بروکس)
شاید پیچیدهترین و در عین حال پولسازترین بخش آموزشهای ال بروکس، نحوه شمارش کندلها در پولبکها (Pullbacks) باشد. این روش به شما کمک میکند تا پایان اصلاحها را در ساختار بازار تشخیص دهید.
وقتی بازار در یک روند صعودی قوی است و شروع به اصلاح میکند، ما به دنبال فرصت خرید هستیم.
1. H1 (High 1) اولین باری که قیمت، سقف کندل قبلی خود را در طی اصلاح میشکند. اگر روند خیلی قوی باشد، H1 برای ورود کافی است.
2. H2 (High 2) اگر H1 شکست بخورد و بازار دوباره پایین برود، دومین باری که قیمت سقف کندل قبلی را بشکند، H2 نامیده میشود.
نکته کلیدی: ال بروکس معتقد است در یک روند صعودی سالم، ستاپهای H2 دو تلاش برای اصلاح که شکست خوردهاند) احتمال موفقیت بسیار بالایی دارند. چرا؟ چون فروشندگانی که دو بار تلاش کردند روند را برگردانند و شکست خوردند، حالا مجبورند از پوزیشنهای خود خارج شوند و این یعنی فشار خرید مضاعف.
تجربه تریدر: تصور کنید در یک روند صعودی هستید. قیمت کمی پایین میآید (اصلاح). یک کندل سبز میبینید (H1)، وارد میشوید اما قیمت دوباره میریزد. نترسید! اگر ساختار کلی صعودی است، بازار معمولاً در تلاش دوم (H2) حرکت اصلی خود را شروع میکند. اینجاست که معاملهگران مبتدی استاپ میخورند و حرفهایهای تریدآموز وارد میشوند.
بافت و زمینه (Context) پادشاه نمودار
ال بروکس جملهای معروف دارد: “مکان کندل، مهمتر از خود کندل است.”
یک پینبار صعودی (Pin Bar) روی سطح حمایتی یا **اردر بلاک (Order Block) صعودی، یک سیگنال خرید عالی است. اما همان پینبار اگر زیر یک سقف دوقلو یا زیر میانگین متحرک نزولی تشکیل شود، صرفاً یک تله برای گاوهاست.
برای درک کانتکست (Context) ، همیشه به سمت چپ نمودار نگاه کنید:
* آیا در یک کانال صعودی هستیم یا تریدینگ رنج؟
* آیا فشار فروش (کندلهای قرمز متوالی) قبل از این سیگنال قوی بوده است؟
* آیا به نواحی نقدینگی رسیدهایم؟
ترکیب با مفاهیم مدرن
اگرچه ال بروکس از واژه FVGاستفاده نمیکند، اما او به “گپها” (Gaps) اهمیت زیادی میدهد. وقتی بعد از یک کندل روند قوی، فاصله و خلأیی ایجاد میشود، بازار تمایل دارد برای تست آن ناحیه برگردد. این دقیقاً همان مفهوم پر کردن FVG در سبکهای جدیدتر است. درک زبان ال بروکس، پایه و اساس درک تمامی سبکهای مدرن است.
تلهها و بریکاوت ناقص (Failed Breakouts)
بازار ماشینی است که برای فریب دادن معاملهگران طراحی شده است. ال بروکس استاد شناسایی تلههاست.
زمانی که یک کندل بریکاوت (شکست) میبینید که از یک سطح کلیدی عبور میکند اما بلافاصله کندل بعدی با قدرت برمیگردد و داخل رنج بسته میشود، شما با یک بریکاوت ناقص روبرو هستید.
معاملهگران آماتور در شکست وارد شدهاند و حالا در ضرر هستند. حرفهایها در جهت مخالف آنها (یعنی در جهت بازگشت به رنج) معامله میکنند، زیرا میدانند استاپلاسهای گروه اول سوخت حرکت آنها خواهد بود.
چکلیست طلایی کندلخوانی (خلاصه نکات)
برای اینکه قبل از هر ترید، خیالتان راحت باشد، این چکلیست را همیشه کنار دست خود داشته باشید:
1. بررسی روند کلی: آیا بازار صعودی، نزولی یا رنج است؟ (همیشه در جهت روند معامله کنید مگر اینکه دلیل محکمی داشته باشید).
2. بررسی کندل سیگنال: آیا کندل سیگنال بدنهای قوی دارد؟ آیا سایههای مخالف روند کوتاه هستند؟
3. محل کندل (Context): آیا این کندل روی حمایت/مقاومت، میانگین متحرک یا ستاپ H1/H2 تشکیل شده است؟
4. کندل ورود: آیا صبر کردم تا کندل بعدی سقف/کف کندل سیگنال را بشکند و تایید دهد؟
5. مدیریت ریسک: اگر این معامله اشتباه باشد، استاپ لاس من کجاست؟ (پشت کندل سیگنال یا نقدینگی فراتر؟)
جمعبندی و قدم بعدی شما
کندلخوانی به سبک ال بروکس، مهارتی است که یکشبه به دست نمیآید، اما وقتی آن را یاد بگیرید، دیگر نمودار برایتان گنگ نخواهد بود. شما دیگر نه با حدس و گمان، بلکه با منطق ریاضی و روانشناسی بازار معامله میکنید. هر کندل داستانی دارد و شما اکنون الفبای خواندن این داستان را آموختید.
اما این تنها نوک کوه یخ بود. جزئیات نحوه تشخیص کانالها، مدیریت دقیق پوزیشن، و روانشناسی ترید در لحظات حساس، نیازمند آموزش عمیقتری است.
آیا آمادهاید که به یک معاملهگر حرفهای پرایس اکشن تبدیل شوید؟
پیشنهاد میکنیم همین حالا به بخش دورهها در تریدآموز مراجعه کنید و دوره جامع پرایس اکشن ال بروکس را با ترجمه و دوبله تخصصی دریافت کنید. زمان آن رسیده که روی آموزش اصولی خود سرمایهگذاری کنید.
شما چه تجربهای دارید؟
آیا تا به حال با استفاده از شمارش کندلها (H1/H2) معامله کردهاید؟ کدام بخش از سبک ال بروکس برایتان جذابتر است؟ نظرات و سوالات خود را در پایین همین صفحه با ما در میان بگذارید.
کندل سیگنال، کندلی است که احتمال تغییر جهت یا ادامه روند را نشان میدهد. اما ال بروکس تاکید دارد که برای ورود به معامله، نباید صرفاً به این کندل اکتفا کرد و باید منتظر کندل ورود (Entry Bar) برای تایید بود.
این اصطلاحات برای شمارش تلاشها جهت بازگشت روند در پولبکها استفاده میشوند. H1 اولین تلاش خریداران برای شکست سقف کندل قبلی در اصلاح است و H2 دومین تلاش. معمولاً ستاپهای H2 در روندهای قوی، احتمال موفقیت بسیار بالاتری دارند.
بله، مفاهیم پرایس اکشن ال بروکس مبتنی بر روانشناسی انسان و عرضه و تقاضاست. بنابراین در تمام بازارهای مالی دارای نمودار و نقدینگی، از جمله فارکس، بورس و ارزهای دیجیتال کاملاً کاربردی اس.