چرا تریدرهای حرفهای کمتر ترید میکنند؟
اگر به تازگی وارد دنیای ترید شدهاید، احتمالاً تصور میکنید موفقیت یعنی ساعتها خیره شدن به نمودار و فشردن دکمه خرید و فروش در هر حرکت کوچک بازار. این تصویر یک تریدر پرکار و همیشه فعال، بزرگترین تلهای است که بر سر راه مبتدیان قرار دارد. اما اگر به کارنامه معاملاتی اساتیدی چون ال بروکس یا منطق معاملاتی مایکل هادلستون (ICT) نگاهی بیندازید، متوجه یک حقیقت شگفتانگیز میشوید: حرفهایها به طرز عجیبی کمکار هستند مگر در حالت اسکلپ!
آنها ساعتها، روزها و حتی گاهی هفتهها منتظر میمانند تا فقط یک یا دو معامله انجام دهند. چرا؟ چون آنها فهمیدهاند که ترید یک بازی «تعداد» نیست، بلکه یک بازی «کیفیت» است. آنها به جای اینکه با یک مسلسل به سمت بازار شلیک کنند و امیدوار باشند چند گلوله به هدف بخورد، مانند یک تکتیرانداز ماهر عمل میکنند؛ صبورانه منتظر بهترین موقعیت، بهترین هدف و بهترین شرایط برای شلیک یک گلوله دقیق و کشنده میمانند.
در این مقاله از تریدآموز، به اعماق ذهن یک تریدر حرفهای سفر میکنیم و کشف میکنیم که چرا «کمتر ترید کردن» قدرتمندترین استراتژی برای کسب سود مستمر در بازارهای مالی است.
عناوین این مقاله :
تغییر پارادایم: از کمیت به کیفیت
در ابتدای مسیر، هیجان و ترس (FOMO) دو نیروی محرک اصلی هستند. هر حرکت قیمت یک فرصت به نظر میرسد و هر فرصتی که از دست برود، یک حسرت بزرگ است. این ذهنیت شما را به سمت اورتریدینگ (Overtrading) یا معاملات بیش از حد سوق میدهد؛ دشمن شماره یک هر حساب معاملاتی.
تریدرهای حرفهای این مرحله را پشت سر گذاشتهاند. آنها میدانند که ۸۰٪ سود آنها تنها از ۲۰٪ معاملاتشان به دست میآید. بنابراین، به جای تلف کردن انرژی، سرمایه و تمرکز روی ۸۰٪ معاملات کمکیفیت، تمام توان خود را صرف شناسایی و اجرای آن ۲۰٪ طلایی میکنند. این تغییر دیدگاه، اولین و مهمترین گام برای عبور از سطح مبتدی به حرفهای است.
یک سوال از شما: آیا تا به حال حساب معاملاتی خود را بررسی کردهاید تا ببینید چند درصد از معاملاتتان، بخش عمده سود شما را ساختهاند؟ نتیجه ممکن است شما را شگفتزده کند.
دیدگاه پرایس اکشن کلاسیک (ال بروکس): انتظار برای وضوح
ال بروکس استاد بزرگ پرایس اکشن، در کتابهای خود به یک نکته کلیدی اشاره میکند: بازار بیشتر اوقات در حالت Trading Range یا خنثی قرار دارد. در این محدودهها، قیمت با حرکات نامنظم و فشرده بالا و پایین میرود و هر دو طرف خریدار و فروشنده قدرت قابل توجهی ندارند. به گفته بروکس، ترید در این محدودهها «کار سخت» است و احتمال موفقیت پایینتری دارد.
یک تریدر مبتدی سعی میکند در این آشوب بازار، کفها را بخرد و سقفها را بفروشد و بارها استاپ میخورد. اما یک تریدر حرفهای که از آموزههای البروکس پیروی میکند، چه میکند؟
- صبر میکند: او میداند که تلاش برای کسب سود در یک محیط نامشخص، مانند شنا کردن خلاف جهت یک موج قدرتمند است.
- منتظر شکست (Breakout) معتبر میماند: او منتظر میماند تا قیمت با قدرت از محدوده رنج خارج شود و یک روند (Trend) واضح را آغاز کند.
- به دنبال ستاپهای با احتمال بالا (High-Probability Setups) میگردد: پس از شروع روند، او به دنبال پولبکها یا سیگنالهای قوی در جهت روند جدید میگردد.
تریدر حرفهای با این کار، خود را از استرس معاملات بیهدف نجات میدهد و تنها زمانی وارد عمل میشود که بازار به او «وضوح» هدیه دهد. این یعنی تعداد معاملات کمتر، اما با کیفیتی بسیار بالاتر.
دیدگاه اسمارت مانی (ICT) شکار در مناطق نقدینگی
حالا بیایید از دریچهی سبک ICT و تفکر اسمارت مانی (Smart Money) به این موضوع نگاه کنیم. مایکل هادلستون به ما میآموزد که بازار توسط بازیگران بزرگ و موسسات مالی هدایت میشود و حرکات قیمت، تصادفی نیستند. این بازیگران بزرگ برای اجرای سفارشات عظیم خود به نقدینگی (Liquidity) نیاز دارند.
این نقدینگی کجا قرار دارد؟ دقیقاً جایی که تریدرهای خرد استاپلاسهای خود را قرار میدهند: بالای سقفهای قبلی و پایین کفهای قبلی.
چرا این مفهوم منجر به معاملات کمتر میشود؟
یک تریدر حرفهای پیرو سبک ICT، مانند یک شکارچی عمل میکند. او میداند که اسمارت مانی قبل از حرکت اصلی خود، نیاز به جمعآوری نقدینگی دارد. بنابراین:
- شناسایی مناطق نقدینگی: او به جای ترید در میانه حرکت، ابتدا مناطقی را که نقدینگی در آنها انباشته شده (مانند سقفها و کفهای واضح) مشخص میکند.
- انتظار برای شکار نقدینگی (Liquidity Grab): او صبورانه منتظر میماند تا قیمت به این مناطق حمله کرده و استاپلاسها را فعال کند (حرکتی که به آن Stop Hunt یا Sweep گفته میشود).
- جستجو برای ردپای اسمارت مانی: پس از جمعآوری نقدینگی، او به دنبال نشانههای ورود اسمارت مانی میگردد. این نشانهها میتوانند شامل موارد زیر باشند:
- شکست ساختار بازار (Market Structure Shift / Break of Structure): تغییر جهت ناگهانی و قدرتمند قیمت.
- ورود به اوردر بلاک (Order Block – OB): بازگشت قیمت به آخرین کندل نزولی قبل از حرکت صعودی (یا برعکس) که محل سفارشات جا مانده موسسات است.
- پر کردن شکاف ارزش منصفانه (Fair Value Gap – FVG): بازگشت قیمت به نواحی عدم تعادل که با سرعت زیاد ایجاد شدهاند.
[تصویر: نمودار با مشخصسازی نقدینگی، Order Block و FVG]
این فرآیند ذاتاً زمانبر است. یک تریدر ICT در یک روز ممکن است هیچ ستاپ معاملاتی ایدهآلی پیدا نکند، زیرا بازار در حال ساختن نقدینگی است، نه شکار آن. او ترید نمیکند چون میداند صبر کردن برای یک ستاپ A+ که تمام این شرایط را داشته باشد، بسیار سودآورتر از ورود به دهها ستاپ درجه B و C است.
عرضه و تقاضا (آلفونسو مورنو): قدرت نواحی دستنخورده
منطق عرضه و تقاضا، همانطور که توسط اساتیدی چون آلفونسو مورنو (Alfonso Moreno): آموزش داده میشود، بر یک اصل ساده استوار است: قیمت از نواحی عدم تعادل شدید بین خریداران و فروشندگان حرکت میکند. یک ناحیه عرضه (Supply Zone) قدرتمند جایی است که فروشندگان با چنان قدرتی وارد شدهاند که قیمت به شدت سقوط کرده است.
نکته کلیدی در این سبک، «تازگی» نواحی است. یک ناحیه عرضه یا تقاضای دستنخورده که قیمت پس از شکلگیری هرگز به آن بازنگشته، بالاترین پتانسیل را برای واکنش دارد. چرا؟ چون سفارشات بزرگ موسسات هنوز در آنجا منتظر فعال شدن هستند.
یک تریدر حرفهای پیرو این سبک:
- نقشه نواحی کلیدی را ترسیم میکند: او بهترین نواحی عرضه و تقاضا را در تایمفریمهای بالا مشخص میکند.
- منتظر بازگشت قیمت به نواحی «تازه» میماند: او به نواحی که بارها تست شدهاند، اعتمادی ندارد و آنها را نادیده میگیرد.
- معامله نمیکند تا زمانی که قیمت به نقطه مورد نظرش برسد. این انتظار ممکن است روزها طول بکشد، اما وقتی قیمت به یک ناحیه عرضه یا تقاضای قدرتمند و دستنخورده میرسد، او با اطمینان بالا وارد معامله میشود.
این رویکرد به طور خودکار تعداد معاملات را فیلتر کرده و تنها باکیفیتترین فرصتها را باقی میگذارد.
حفاظت از دو سرمایه گرانبها: پول و انرژی ذهنی
ترید کردن فقط تحلیل تکنیکال نیست. هر معاملهای که باز میکنید، دو منبع ارزشمند شما را مصرف میکند:
- سرمایه مالی: هر معامله شامل ریسک از دست دادن پول است. معاملات کمتر به معنای قرار گرفتن کمتر در معرض ریسک و حفاظت بهتر از حساب معاملاتی است. قانون اول یک تریدر حرفهای، از دست ندادن پول است.
- سرمایه ذهنی و احساسی: هر ترید، چه سودآور و چه زیانده، انرژی ذهنی مصرف میکند. اورتریدینگ منجر به خستگی تصمیمگیری، استرس، و در نهایت، اشتباهات احساسی مانند معاملات انتقامی میشود.
یک تریدر حرفهای میداند که ذهنی آرام و متمرکز، قدرتمندترین ابزار اوست. او با کمتر ترید کردن، این ابزار را تیز و آماده نگه میدارد تا در لحظه مناسب، بهترین تصمیم را بگیرد.
چکلیست نهایی: چرا کمتر ترید کردن هوشمندانهتر است؟
در اینجا خلاصهای از دلایل کلیدی که تریدرهای حرفهای به آن پایبند هستند آورده شده است:
- تمرکز بر ستاپهای A+: آنها منتظر موقعیتهایی میمانند که تمام معیارهای استراتژیشان را برآورده کنند.
- انتظار برای تایید: آنها بر اساس حدس و گمان وارد نمیشوند، بلکه منتظر تایید از سوی بازار (مانند شکست ساختار یا کندل تایید) میمانند.
- درک عمیق ساختار بازار: آنها میدانند چه زمانی بازار در حال ساختن نقدینگی و چه زمانی در حال حرکت اصلی است.
- اولویتبندی مدیریت ریسک: حفاظت از سرمایه برایشان مهمتر از کسب سودهای کوچک و سریع است.
- اجتناب از خستگی ذهنی: آنها انرژی خود را برای بهترین فرصتها ذخیره میکنند.
- پایبندی به پلن معاملاتی: آنها اجازه نمیدهند احساسات (ترس یا طمع) آنها را از برنامه اصلیشان منحرف کند.
جمعبندی: شما یک تکتیرانداز هستید، نه یک سرباز پیاده
بازار فارکس و ارزهای دیجیتال یک میدان نبرد است. تریدرهای مبتدی مانند سربازان پیادهای هستند که با هیجان به هر سو شلیک میکنند و به سرعت مهمات (سرمایه) خود را تمام میکنند. اما تریدرهای حرفهای، تکتیراندازهای صبوری هستند که بر بلندیها موضع گرفته، میدان نبرد را به دقت زیر نظر دارند و تنها زمانی شلیک میکنند که از نتیجه آن اطمینان داشته باشند.
دفعه بعدی که وسوسه شدید یک معامله معمولی را باز کنید، از خود بپرسید: “آیا این یک ستاپ A+است یا فقط از روی بیحوصلگی ترید میکنم؟” یادگیری هنر «صبر کردن» و «ترید نکردن» شما را سریعتر از هر استراتژی پیچیدهای به سودآوری مستمر خواهد رساند.
نوبت شماست!
بزرگترین درسی که شما از اورتریدینگ گرفتهاید چه بوده است؟ آیا تجربهای دارید که در آن صبر کردن، شما را از یک ضرر بزرگ نجات داده یا یک سود عالی برایتان به ارمغان آورده باشد؟ تجربیات ارزشمند خود را در بخش نظرات با جامعه تریدآموز به اشتراک بگذارید.
اگر این مقاله برای شما مفید بود، آن را برای دوستان تریدر خود نیز ارسال کنید تا آنها نیز با قدرت «کمتر ترید کردن» آشنا شوند.
پرسش های پرتکرار
اورتریدینگ به معنای انجام معاملات بیش از حد، بدون دلیل منطقی و خارج از برنامه معاملاتی است. این کار به دلیل افزایش هزینههای معاملاتی (کمیسیون و اسپرد) و خستگی ذهنی که منجر به تصمیمات احساسی میشود، یکی از دلایل اصلی ضرر تریدرهاست.
سبک ICT تریدر را وادار میکند تا مانند موسسات بزرگ فکر کند. تریدر به جای ورود به حرکات تصادفی، منتظر ستاپهای خاصی مانند جمعآوری نقدینگی، بازگشت به اوردر بلاک (OB) یا پر کردن شکاف ارزشی (FVG) میماند. این فرآیند انتظار، به طور طبیعی تعداد معاملات را فیلتر کرده و کیفیت آنها را بالا میبرد.
از دید ال بروکس، یک ستاپ با احتمال بالا معمولاً در یک روند قوی و واضح رخ میدهد. به عنوان مثال، یک پولبک به میانگین متحرک در یک روند صعودی قوی یا یک سیگنال کندلی قدرتمند پس از شکست یک محدوده رنج، نمونههایی از ستاپهای با احتمال موفقیت بالا هستند.
یک تریدر حرفهای میداند که سرمایهاش، ابزار کار اوست. بدون سرمایه، دیگر فرصتی برای معامله وجود نخواهد داشت. بنابراین، اولویت اول همیشه مدیریت ریسک و حفظ سرمایه است تا بتوان در بازار باقی ماند و منتظر فرصتهای معاملاتی عالی آینده بود. سودآوری در درجه دوم اهمیت قرار دارد.
درباره تیم محتوا
از سال 1398 به صورت پیوسته در حال پژوهش و تولید مقالات و عناوین آموزشی مرتبط با بازارهای مالی و فارکس هستیم و در قالب مجموعه تریدآموز فعالیت میکنیم ، به روز بودن و کیفیت در این حوزه را در اولویت قرار داده ایم تا بتوانیم عناوین و مطالب مفید و غنی را به کاربران و دانشپذیران تریدآموز ارائه کنیم ، با کمال میل نظرات و کامنت های کاربران را پاسخگو هستیم
نوشته های بیشتر از تیم محتوا
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.