تشخیص روند در پرایس اکشن ال بروکس
چگونه روند را در پرایساکشن ال بروکس تشخیص دهیم؟ (راهنمای جامع از مبتدی تا پیشرفته)
بازار همیشه در حال مکالمه است؛ یک گفتگوی بیپایان بین خریداران و فروشندگان. اما آیا شما زبان این مکالمه را میفهمید؟ بسیاری از تریدرها در تلاش برای یافتن پاسخ این سوال، در میان انبوهی از اندیکاتورها و استراتژیهای پیچیده گم میشوند. در حالی که پاسخ، اغلب در خالصترین شکل بازار نهفته است: **حرکت قیمت**.
ال بروکس (Al Brooks)، که بسیاری او را “پدرخوانده پرایس اکشن مدرن” میدانند، معتقد است که هر کندل، داستانی از نبرد بین گاوها و خرسها را روایت میکند. تشخیص روند، اولین و حیاتیترین قدم برای درک این داستان و همسو شدن با قدرت غالب بازار است. این مقاله، قطبنمای شما برای یادگیری این مهارت از دیدگاه یکی از بزرگترین اساتید پرایس اکشن خواهد بود. با ما همراه شوید تا یاد بگیریم چگونه مانند یک تریدر حرفهای، نبض بازار را در دستان خود بگیریم.
عناوین این مقاله :
فراتر از سقفها و کفها: تعریف روند از دیدگاه ال بروکس
در تحلیل تکنیکال کلاسیک، تعریف روند ساده است: مجموعهای از سقفها و کفهای بالاتر (Higher Highs & Higher Lows) برای روند صعودی، و سقفها و کفهای پایینتر (Lower Highs & Lower Lows) برای روند نزولی. این تعریف، نقطه شروع خوبی است، اما ال بروکس معتقد است که بازار بسیار پیچیدهتر از این فرمول ساده عمل میکند.
از نگاه او، روند یک فشار پایدار در یک جهت است. گاهی بازار سقف بالاتری نمیسازد، اما فشار خرید آنقدر قوی است که هر تلاش برای فروش را خنثی میکند. اینجاست که درک عمیقتری از “ساختار بازار” (Market Structure) اهمیت پیدا میکند. بروکس به ما میآموزد که به جای تمرکز صِرف بر روی نقاط پیوت، به قدرت کندلها، عمق پولبکها و زاویه حرکت قیمت توجه کنیم.
ابزارهای اصلی ال بروکس برای تشخیص روند
برای رمزگشایی زبان بازار، ال بروکس از چند ابزار ساده اما فوقالعاده قدرتمند استفاده میکند. این ابزارها به شما کمک میکنند تا فراتر از نویزهای بازار را ببینید و جهت اصلی فشار را تشخیص دهید.
قانون ۲۰ کندل: اولین نگاه به چپ نمودار
یکی از سادهترین و در عین حال کاربردیترین تکنیکهای ال بروکس، نگاه کردن به **۲۰ کندل گذشته** است. آیا قیمت در حال حاضر بالاتر از ۲۰ کندل قبل است یا پایینتر؟ این دید سریع، یک تصویر کلی از جهتگیری کوتاهمدت بازار به شما میدهد. اگر قیمت به وضوح بالاتر است، فشار خرید غالب بوده و شما باید به دنبال فرصتهای خرید باشید (و بالعکس).
این قانون ساده به شما کمک میکند تا از گرفتار شدن در حرکات کوچک و بیاهمیت روزانه جلوگیری کنید و تمرکز خود را بر روی تصویر بزرگتر حفظ نمایید.
خطوط روند و کانالها: ریلهای حرکت قیمت
خطوط روند (Trend Lines) و کانالها (Channels) در تحلیل ال بروکس نقشی حیاتی دارند. او معتقد است بازار تمایل دارد در قالب کانال حرکت کند. یک روند صعودی قوی، یک کانال فشرده و با شیب تند دارد، در حالی که یک روند ضعیفتر، در یک کانال پهنتر و با شیب کمتر حرکت میکند.
نکات کلیدی در استفاده از خطوط روند به سبک ال بروکس:
خطوط روند میکرو (Micro Trend Lines) بروکس به خطوط روند کوتاهمدت که پولبکها را به هم متصل میکنند، اهمیت زیادی میدهد. شکست این خطوط میتواند اولین نشانه ضعف در روند باشد.
شکست و تست مجدد (Breakout and Retest) شکست یک خط روند معتبر، به خصوص اگر با یک کندل قدرتمند (Trend Bar) همراه باشد، سیگنال مهمی از تغییر احتمالی روند است.
اُوِرشوت (Overshoot) گاهی قیمت با هیجان از خط کانال عبور میکند که نشاندهنده اوج قدرت روند و احتمال یک بازگشت یا اصلاح است.
آیا شما در تحلیلهای خود از خطوط روند میکرو استفاده میکنید؟ تجربه شما از شکست این خطوط چه بوده است؟
سه حالت اصلی بازار: روند، کانال و محدوده معاملاتی (Trading Range)
ال بروکس بازار را همیشه در یکی از سه حالت اصلی طبقهبندی میکند. تشخیص اینکه بازار در کدام حالت قرار دارد، کلید انتخاب استراتژی مناسب است.
1. روند (Trend) حرکت قوی و پایدار در یک جهت. در این حالت، استراتژی “خرید در کفها” (در روند صعودی) و “فروش در سقفها” (در روند نزولی) بهترین عملکرد را دارد. نشانههای آن، پولبکهای کمعمق و کندلهای روند قدرتمند است.
2. کانال (Channel): نسخهی ضعیفتر و سازمانیافتهتر روند. قیمت بین دو خط موازی نوسان میکند. در این حالت، میتوان در کف کانال خرید و در سقف آن فروخت، اما همیشه باید مراقب شکست کانال بود.
3. **محدوده معاملاتی (Trading Range): زمانی که خریداران و فروشندگان به تعادل قدرت میرسند و قیمت در یک محدوده افقی نوسان میکند. ال بروکس این حالت را Two-Sided Market مینامد، زیرا احتمال حرکت در هر دو جهت تقریبا برابر است. بهترین استراتژی در این حالت، خرید در کف محدوده و فروش در سقف آن است، تا زمانی که یک شکست معتبر (Breakout) رخ دهد.
قدرتسنجی روند: چگونه بفهمیم روند قوی است یا در حال تضعیف؟
تشخیص جهت روند یک بخش ماجراست؛ بخش مهمتر، سنجش **قدرت** آن است. یک روند قوی، فرصتهای معاملاتی با احتمال موفقیت بالا فراهم میکند، در حالی که ورود به یک روند ضعیف میتواند به سرعت شما را در یک پولبک عمیق یا بازگشت ناگهانی گرفتار کند.
در ادامه چند تکنیک کلیدی ال بروکس برای ارزیابی قدرت روند آورده شده است:
اندازه و شکل کندلها: کندلهای روند بزرگ (Big Trend Bars) که نزدیک به سقف یا کف خود بسته میشوند، نشاندهنده قدرت و قاطعیت جهت حرکت هستند. در مقابل، کندلهای کوچک با سایههای بلند (مانند دوجیها) نشان از عدم تصمیمگیری و ضعف روند دارند.
عمق و ساختار پولبکها:
پولبکهای کمعمق: در یک روند صعودی قوی، پولبکها معمولاً کوتاه هستند و به ندرت به زیر میانگین متحرک ۲۰ روزه (EMA20) نفوذ میکنند.
پولبکهای پیچیده: اگر پولبکها عمیقتر شوند و ساختاری چند-مرحلهای (Complex Pullback) به خود بگیرند، این اولین زنگ خطر برای تضعیف روند است.
همپوشانی کندلها (Overlap): در یک روند قوی، کندلهای متوالی همپوشانی کمی با یکدیگر دارند. اما وقتی کندلها شروع به همپوشانی زیاد میکنند و قیمت بارها به محدودهی کندل قبلی بازمیگردد، نشاندهنده ورود بازار به حالت کانال یا محدوده معاملاتی است.
ارتباط پرایس اکشن ال بروکس با مفاهیم اسمارت مانی (ICT):
اگر با مفاهیم اسمارت مانی و ICT آشنا باشید، حتماً متوجه شباهتهای عمیق آن با تحلیلهای ال بروکس شدهاید. در حقیقت، این دو سبک، دو زبان مختلف برای توصیف یک پدیده واحد هستند: ردپای بازیگران بزرگ یا پول هوشمند.
شکست ساختار (BOS) و تلهها Trapsدر ICT، شکست یک سقف یا کف مهم را Break of Structure (BOS) مینامند. ال بروکس همین پدیده را از دیدگاه “تریدرهای به دام افتاده” (Trapped Traders) تحلیل میکند. وقتی یک شکست جعلی (Failed Breakout) رخ میدهد، تریدرهایی که در جهت شکست وارد شدهاند به دام میافتند و خروج آنها از معامله، سوخت لازم برای حرکت در جهت مخالف را فراهم میکند. این همان مفهومی است که در ICT به آن جمعآوری نقدینگی (Liquidity Grab) میگویند.
اردربلاک (OB) و نواحی عرضه و تقاضا: نواحی که در ICT به عنوان Order Block (OB) شناخته میشوند، در پرایس اکشن کلاسیک همان نواحی قدرتمند عرضه و تقاضا هستند که ال بروکس به آنها به عنوان نقاط بالقوه برای بازگشت قیمت توجه ویژهای دارد.
عدم تعادل FVG و کندلهای مومنتوم: مفهومFair Value Gap (FVG) یا شکاف ارزش منصفانه در ICT، به کندلهای مومنتوم قدرتمندی اشاره دارد که نشان از عدم تعادل شدید بین خرید و فروش دارند. ال بروکس نیز همین کندلها را به عنوان نشانهای از قدرت فوقالعاده روند و فشار یکطرفه بازار تفسیر میکند.
درک این ارتباط به شما کمک میکند تا با دیدی جامعتر به بازار نگاه کنید و تحلیلهای خود را از زوایای مختلف تأیید نمایید.
چکلیست نهایی برای تشخیص روند به سبک ال بروکس
قبل از هر معامله، این چکلیست را مرور کنید تا مطمئن شوید با جریان اصلی بازار همراه هستید:
قانون ۲۰ کندل: آیا قیمت بالاتر/پایینتر از ۲۰ کندل قبل است؟
ساختار بازار: آیا سقف و کفهای بالاتر/پایینتر تشکیل شدهاند؟
خط روند: آیا میتوان یک خط روند یا کانال معتبر رسم کرد؟ شیب آن چگونه است؟
قدرت کندلها: آیا کندلهای روند قدرتمند در جهت حرکت غالب دیده میشوند؟
تحلیل پولبکها: آیا پولبکها کمعمق و سریع هستند یا عمیق و پیچیده؟
وضعیت بازار: آیا بازار در حالت روند، کانال یا محدوده معاملاتی قرار دارد؟
جمعبندی و گام بعدی شما
تشخیص روند به سبک ال بروکس، یک مهارت است، نه یک فرمول جادویی. این مهارت نیازمند تمرین، صبر و ساعتها تماشای نمودار (Screen Time) است. به جای جستجوی یک سیگنال قطعی، بیاموزید که داستان پشت هر کندل را بخوانید و احتمالات را بسنجید. به یاد داشته باشید که طبق فلسفه ال بروکس، بازار همیشه در حال حرکت است و وظیفه شما به عنوان یک تریدر، شناسایی طرف قدرتمندتر و معامله در جهت آن است.
این مقاله تنها نقطه شروعی برای ورود به دنیای عمیق پرایس اکشن ال بروکس بود. برای تسلط کامل، پیشنهاد میکنیم در دوره جامع پرایس اکشن کلاسیک ال بروکس در وبسایت تریدآموز شرکت کنید تا این مفاهیم را به صورت عملی و با جزئیات کامل بیاموزید.
حالا نوبت شماست:
شما از کدام تکنیک برای تشخیص روند استفاده میکنید؟ آیا تجربه متفاوتی از تحلیلهای ال بروکس دارید؟
نظرات و تجربیات خود را در بخش کامنتها با ما و دیگران به اشتراک بگذارید.
اگر این مقاله برای شما مفید بود، آن را با دوستان تریدر خود به اشتراک بگذارید تا آنها نیز از این دانش بهرهمند شوند.
مهمترین اصل، درک روند به عنوان یک ‘فشار پایدار’ در یک جهت است، نه فقط مجموعهای از سقفها و کفهای بالاتر یا پایینتر. ال بروکس به قدرت کندلها، عمق پولبکها و زاویه حرکت قیمت برای سنجش این فشار توجه میکند.
این یک روش سریع برای ارزیابی جهتگیری کوتاهمدت بازار است. شما به سادگی قیمت فعلی را با قیمت ۲۰ کندل قبل مقایسه میکنید. اگر قیمت فعلی به طور قابل توجهی بالاتر باشد، فشار خرید غالب است و بالعکس. این به شما کمک میکند تصویر بزرگتر را ببینید.
هر دو سبک به دنبال ردپای بازیگران بزرگ بازار هستند. ال بروکس این کار را از طریق تحلیل خالص پرایس اکشن، فشار بازار و ‘تریدرهای به دام افتاده’ انجام میدهد، در حالی که ICT از اصطلاحات مشخصی مانند Order Block، FVG و Liquidity برای توصیف همان پدیدهها استفاده میکند. این دو مکمل یکدیگر هستند.
درباره تیم محتوا
از سال 1398 به صورت پیوسته در حال پژوهش و تولید مقالات و عناوین آموزشی مرتبط با بازارهای مالی و فارکس هستیم و در قالب مجموعه تریدآموز فعالیت میکنیم ، به روز بودن و کیفیت در این حوزه را در اولویت قرار داده ایم تا بتوانیم عناوین و مطالب مفید و غنی را به کاربران و دانشپذیران تریدآموز ارائه کنیم ، با کمال میل نظرات و کامنت های کاربران را پاسخگو هستیم
نوشته های بیشتر از تیم محتوا
دیدگاهتان را بنویسید
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.