مقالات

نواحی عدم تعادل و FVG در اسمارت‌مانی

شناسایی و استفاده از مناطق عدم تعادل برای یافتن فرصت‌های معاملاتی

تا به حال برایتان پیش آمده که نمودار قیمت با شتابی باورنکردنی به یک سمت حرکت کند و شما تنها نظاره‌گر باشید؟ یا بدتر از آن، سعی کنید در میانه این حرکت وارد شوید و ناگهان قیمت بازگردد و حد ضرر شما را لمس کند؟ این داستان تکراری بسیاری از تریدرهاست. اما راز این حرکات شارپ و بازگشت‌های دقیق چیست؟ پاسخ در یک مفهوم کلیدی نهفته است: عدم تعادل و شکاف‌های قیمتی (FVG).

در دنیای معامله‌گری حرفه‌ای و به خصوص در سبک **اسمارت‌مانی (Smart Money) و آموزه‌های ICT مایکل هادلستون، بازار تصادفی حرکت نمی‌کند. ردپای پول‌های هوشمند در قالب شکاف‌هایی روی نمودار باقی می‌ماند که مانند آهنربا قیمت را به سمت خود می‌کشند. در وب‌سایت تریدآموز، جایی که ما منابع اصلی و دوبله‌شده‌ی بهترین اساتید جهان را ارائه می‌دهیم، امروز می‌خواهیم پرده از راز این مناطق برداریم.

آیا آماده‌اید تا یاد بگیرید چرا قیمت به مناطق خاصی باز می‌گردد و چگونه می‌توانید قبل از دیگران، این مناطق را شناسایی کنید؟ با ما همراه باشید.

عدم تعادل (Imbalance) چیست؟ نگاهی به موتور محرک بازار

بازار یک مکانیسم حراج دائمی است که هدفش برقراری تعادل بین خریداران و فروشندگان است. زمانی که در یک قیمت خاص، حجم سفارشات خرید یا فروش به شدت بر دیگری غلبه می‌کند، قیمت با سرعت زیاد حرکت می‌کند تا نقدینگی لازم را در سطوح دیگر پیدا کند.

این حرکت سریع باعث می‌شود که سفارشات طرف مقابل (مثلاً فروشندگان در یک روند صعودی شارپ) فرصت پر شدن پیدا نکنند. اینجاست که عدم تعادل شکل می‌گیرد. در واقع، ایمبالانس نشانه حضور تریدرهای نهادی و الگوریتم‌های بانکی است که با حجم سنگین وارد بازار شده‌اند.

نکته کلیدی: بازار “ناکارآمد” (Inefficient) باقی نمی‌ماند. الگوریتم‌های قیمت‌گذاری (IPDA) همواره تمایل دارند به این نواحی برگردند تا بازار را به حالت “کارآمد” و متعادل برسانند.

آناتومی شکاف ارزش منصفانه (Fair Value Gap – FVG)

در سبک ICT، دقیق‌ترین شکل عدم تعادل با نام FVG شناخته می‌شود. شناسایی FVG بسیار ساده اما حیاتی است. این الگو از ترکیب سه کندل متوالی تشکیل می‌شود.

بیایید یک سناریوی صعودی را تصور کنیم:

1.  کندل اول: یک کندل صعودی بزرگ.

2.  کندل دوم: کندل اصلی که حرکت شارپ را ایجاد کرده است (کندل وسط).

3.  کندل سوم: کندلی که بعد از حرکت شارپ شکل می‌گیرد.

FVG صعودی، ناحیه‌ای خالی بین “سقف کندل اول” و “کف کندل سوم”. در این ناحیه، فقط خریداران حضور داشته‌اند و فروشندگان فرصت معامله پیدا نکرده‌اند.

معامله گري سخت تر از آنست که فکر میکنید
مطالعه

FVG نزولی، ناحیه‌ای خالی بین “کف کندل اول” و “سقف کندل سوم”. در اینجا فشار فروش آنقدر زیاد بوده که خریداران جا مانده‌اند.

چرا قیمت به FVG باز می‌گردد؟ (راز IPDA)

شاید بپرسید چرا وقتی قیمت با قدرت بالا رفته، باید دوباره به پایین برگردد؟ پاسخ در مفهوم “تحویل منصفانه قیمت” نهفته است. الگوریتم بین‌بانکی (IPDA) وظیفه دارد قیمت را به خریداران و فروشندگان به صورت عادلانه پیشنهاد دهد.

وقتی یک FVG صعودی شکل می‌گیرد، یعنی قیمت فقط به خریداران پیشنهاد شده است. الگوریتم برای اینکه “کارآمد” باشد، قیمت را مجدداً به پایین (داخل FVG) هل می‌دهد تا فروشندگان نیز فرصت ورود پیدا کنند. این بازگشت، فرصت طلایی ما برای ورود به معامله در جهت روند اصلی است.

آیا تا به حال دقت کرده‌اید که قیمت دقیقاً به یک فضای خالی در نمودار برخورد می‌کند و برمی‌گردد، بدون اینکه هیچ سطح حمایت و مقاومتی کلاسیکی آنجا باشد؟ آن فضای خالی، همان FVG است.

تفاوت FVG با گپ‌های معمولی و پرایس‌اکشن کلاسیک

در پرایس‌اکشن کلاسیک (مانند سبک البروکس)، گپ‌ها معمولاً به فاصله‌ی باز و بسته شدن کندل‌ها در روزهای تعطیل یا اخبار اطلاق می‌شود. اما FVG یک مفهوم درون‌روزی و ساختاری است. در حالی که البروکس بر فشار کندل‌ها و همپوشانی آن‌ها تمرکز دارد، ICT به ما می‌گوید که این “عدم همپوشانی شدوها” ردپای دقیق‌تری از قصد و نیت بازارگردان است.

1.  گپ معمولی: فاصله فیزیکی بین Close دیروز و Open امروز.

2.  شکاف :FVG فاصله معاملاتی در جریان پیوسته بازار که ناشی از هجوم نقدینگی است.

استراتژی معاملاتی با استفاده از  FVG(گام به گام)

شناسایی FVG به تنهایی کافی نیست. شما باید بدانید در کدام FVG وارد شوید. در وب‌سایت تریدآموز، ما در دوره‌های تخصصی تاکید می‌کنیم که کانتکست (Context) یا زمینه بازار پادشاه است.

گام اول: تشخیص ساختار بازار (Market Structure)

ابتدا روند کلی را پیدا کنید. آیا ساختار بازار صعودی است؟ (سقف‌های بالاتر و کف‌های بالاتر). هرگز خلاف جهت جریان اصلی و بدون تاییدیه وارد FVG نشوید.

گام دوم: شناسایی ناحیه FVG معتبر

به دنبال FVGهایی باشید که باعث شکست ساختار (BOS) یا تغییر ماهیت بازار (CHoCH) شده‌اند. این‌ها قدرتمندترین شکاف‌ها هستند زیرا نشان‌دهنده ورود پول هوشمند برای تغییر روند می‌باشند.

گام سوم: ورود و مدیریت ریسک

زمانی که قیمت به آرامی (به صورت اصلاحی) به داخل FVG بازگشت، آماده ورود باشید.

  • نقطه ورود: ابتدای محدوده FVG یا سطح 50% آن (که به آن Consequent Encroachment یا CE می‌گویند).
  • حد ضرر: پشت کندل یا سویینگی که FVG را ایجاد کرده است.
  • حد سود: نقدینگی‌های سمت مخالف یا اردر بلاک (OB) بعدی.

ترکیب FVG با اردر بلاک (Order Block) یک ترکیب برنده

یکی از سوالات رایج کاربران تریدآموز این است: “کدام FVG عمل می‌کند و کدام فیل می‌شود؟”

پاسخ در ترکیب ابزارهاست. قدرتمندترین ستاپ‌های معاملاتی زمانی شکل می‌گیرند که یک FVG دقیقاً هم‌راستا یا چسبیده به یک اردر بلاک (Order Block) باشد.

وقتی قیمت به این ناحیه ترکیبی می‌رسد، احتمال واکنش آن بسیار بالاست. زیرا هم سفارشات جامانده در FVG پر می‌شوند و هم سفارشات نهادی در اردر بلاک فعال می‌گردند.

میانگین متحرک
مطالعه

در معاملات اخیرتان، چند بار دیده‌اید که قیمت از یک ناحیه بی‌نام و نشان برمی‌گردد؟ الان نمودارهای خود را چک کنید؛ آیا آنجا یک FVG مخفی نبوده است؟

اشتباهات رایج در ترید با FVG

حتی حرفه‌ای‌ها هم گاهی اشتباه می‌کنند. مراقب این دام‌ها باشید:

ترید کردن هر:FVG  هر شکافی ارزش ترید ندارد. اگر قیمت در یک روند نزولی قوی است، FVGهای صعودی معمولاً شکسته می‌شوند (Inverse FVG) و نباید روی آن‌ها خرید کنید.

نادیده گرفتن تایم‌فریم بالاتر: یک FVG در تایم 5 دقیقه اگر در مقابل یک اردر بلاک نزولی 4 ساعته باشد، پودر خواهد شد! همیشه تایم بالاتر را چک کنید.

ورود زودهنگام: گاهی قیمت تا انتهای FVG نفوذ می‌کند تا تمام سفارشات را جمع کند. عجله نکنید و منتظر تاییدیه در تایم پایین‌تر باشید.

چک‌لیست طلایی ترید با عدم تعادل (Imbalance):

برای اینکه در لایو بازار سردرگم نشوید، این باکس را به خاطر بسپارید یا از آن اسکرین‌شات بگیرید:

> 1.  روند: آیا جهت FVG با روند تایم‌فریم بالاتر همسو است؟

> 2.  قدرت: آیا این FVG باعث شکست ساختار (BOS/MSS) شده است؟

> 3.  مکان: آیا FVG در ناحیه (Discount) برای خرید (Premium) برای فروش قرار دارد؟

> 4.  تاییدیه: آیا قیمت با مومنتوم کم (اصلاحی) به سمت FVG می‌آید؟

> 5.  مانع: آیا قبل از رسیدن به هدف، نقدینگی یا مانع جدی وجود ندارد؟

سخن پایانی: چشمان خود را به دیدن “شکاف‌ها” عادت دهید.

مفهوم عدم تعادل و FVG، لنز جدیدی برای دیدن بازار است. جایی که قبلاً کندل‌های سبز و قرمز تصادفی می‌دیدید، اکنون ردپای دقیق الگوریتم‌های بانکی را مشاهده می‌کنید. درک عمیق این مفاهیم نیازمند آموزش اصولی و تمرین است.

وب‌سایت تریدآموز با ارائه دوره‌های تخصصی اسمارت‌مانی و ICT به زبان فارسی، این مسیر را برای شما هموار کرده است. ما پیشنهاد می‌کنیم حتماً دوره‌های مربوط به ساختار بازار و نقدینگی را در سایت بررسی کنید تا پازل معاملاتی‌تان تکمیل شود.

نوبت شماست!

آیا تا به حال از FVG در معاملات خود استفاده کرده‌اید؟ کدام نوع بازگشت (از ابتدای FVG یا سطح 50 درصد) برای شما بیشتر اتفاق افتاده است؟ تجربیات و سوالات خود را در بخش نظرات بنویسید؛ کارشناسان ما در تریدآموز آماده پاسخگویی به شما هستند.

اگر این مقاله برایتان مفید بود، آن را با دوستان تریدر خود به اشتراک بگذارید.

`

چرا قیمت به ناحیه FVG برمی‌گردد؟

طبق الگوریتم IPDA، بازار باید کارآمد باشد. وقتی حرکت قیمت خیلی سریع است، سفارشات یک طرف بازار (مثلاً فروشندگان در صعود شارپ) جا می‌مانند. قیمت به FVG برمی‌گردد تا تعادل ایجاد کرده و سفارشات باقی‌مانده را پر کند.

بهترین نقطه ورود در FVG کجاست؟

معمولاً ابتدای محدوده FVG (Open) یا سطح 50 درصد آن که به Consequent Encroachment (CE) معروف است، بهترین نقاط برای ورود به معامله هستند، به شرطی که با روند کلی بازار همسو باشند

تفاوت FVG و اردر بلاک (Order Block) چیست؟

اردر بلاک آخرین کندل مخالف قبل از حرکت شارپ است که نشان‌دهنده سفارشات نهادی است، در حالی که FVG فضای خالی و عدم تعادلی است که در حین آن حرکت شارپ ایجاد می‌شود. ترکیب این دو ب هم ستاپ‌های قدرتمندی می‌سازد.

author-avatar

درباره تیم محتوا

از سال 1398 به صورت پیوسته در حال پژوهش و تولید مقالات و عناوین آموزشی مرتبط با بازارهای مالی و فارکس هستیم و در قالب مجموعه تریدآموز فعالیت میکنیم ، به روز بودن و کیفیت در این حوزه را در اولویت قرار داده ایم تا بتوانیم عناوین و مطالب مفید و غنی را به کاربران و دانشپذیران تریدآموز ارائه کنیم ، با کمال میل نظرات و کامنت های کاربران را پاسخگو هستیم

دیدگاهتان را بنویسید